ساحل

هوا سرد بود / از سرماش خوابم می گرفت / ساعت ها می شد که روی صخره ، کنار
ساحل نشسته بودیم / با چشمایی خیره / انگار دنبال نشونه، دلیل یا حرف نگفته ایی بودیم /
انگاری مدت ها بود که ندیدیم / جمعیت بود که از هر طرف موج می خورد /
دریا تشویقمون می کرد / لباسی سفید ، تنم کردند/ بلند بود و چین چین / چین های صورتش
عمیق وپدر بزرگ جوونتر شده بود /
دستای سردم تو دستای گرمش آروم گرفت /
اومدنش از اون دنیا ، منو می ترسوند / خوشحال بودم ، اما وحشت زده / وحشت قلبم ،
تند، تند می زد / تلاشم به جائی نمی رسید / چین ، چین ، به آب می رفت /
هوا سرد بود ، اما گرم/ سبک می اومد ، اما سنگین / صدا ، شتاب زده به طرفم می اومد /
بلند و بلند تر / کسی نبود / دستی به شونم خورد /" سپیده ، سپیده ، پا شو ، پا شو ببین ،
چه برفی اومده ؟!! "
چشمامو باز کردم و پرسیدم : چه برفی اومده ؟!!